من یه عمر نظر نذاشتم؟؟؟؟؟؟ بلی؟؟؟ نه واقعا؟؟؟ بلی؟؟؟ این همه هی من میام حالت و حدس میزنم! نیمیای یه نظر بذاری نظرها مو هم پاک میکنی چرا باید چنین باشد؟ نمیفهمم سبب ها را! حالا خوبی؟ تازه ش هم !!! سیــــــــــــــــــلوم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
افل
وقتی میام وبلاگت حالم خوب میشه
لطف داری داداشی.
این صدای تپش قلبها نیست
در نهانخانه دل سینه زنیست
محتاجیم به دعا
سلام رفیق.حال و احوال چطوره؟!خوش می گذره؟
ان شاءالله حود امام حسین شخصا جوابمونو بده...
سلام
شکر خدا .
دعایه خوبی کردی رفیق.
سلام.ایشا... که همیشه اینطوری عشقمون به امام حسین حفظ بشه...
کم پیدایی؟
ایشا الله.
کم سعادتیم.
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااام داداشی
شعر قشنگی بود!!!
قربونت برم برلت دعای خوشل میکنم داداشی
مرسی که فکر داداشتی.
تسلیت می گم
التماس دعا
همچنین
فردا را چگونه می توان دید
فردایی که امروزش همه در غوغا است
فردایی که امروزش را از عمق افکار خسته مردم می بینم
کجاست یک دل آرام
کجاست آرزوهای آرزو نشده
کجاست امیدی که باز سوی امیدوارش باز گردد
نمی دانم دلم را دست کدامین فکر بسپارم
نمی دانم اشکم را برای که بریزم
نمی دانم سوز عشق را از که باید بیاموزم
کاش میشد در بن بست سکوت خانه ای از فکر نساخت
کاش میشد عشق را در خاکستر یاد ها نگاه داشت
کاش میشد اشک را در جویبار احساس نریخت
چرا این مردم دل هاشان را با اب سیاه افکار دیگران می شویند
چرا این مردم عطش بودن را در انتظار دیدار یار سیراب نمی کنند
چشمانم از خیره شدن بر صفحات خالی ذهنم خسته شده
نمی دانم چرا هر چه در بیراهه های تنهاییم پرسه میزنم خانه تنهایی هایم را
نمی یابم
کاش می آمدی و من را از حصار سخت دو دلی نجات میدادی
فردا روز توست
روز شنیدن بوی نرگس
روز انتظار
روز تقدیم اشکها بر زیر پایت
روز شکستن دیوار دوری هفت روز
مرا دریاب
می دانی چه هستم
می دانی چه باید باشم
می دانی چه می خواهم باشم
دستم را بلند کرده از تو مدد می خواهم
تا یک دل آرام را ,
تا آرزوی بازگشتت را ,
تا امید به انتظارت را
از تو طلب کنم
می خواهم بدانم
چگونه دلم را به دست افکار تو ,
اشکم را در دامان تو ,
سوز عشق را برای تو داشته باشم
دیگر نمی گویم کاش میشد
میگویم از تو می خواهم که خانه ای را که در بن بست سکوت ساخته ام ویران سازی
میگویم از تو می خواهم که عشق به خودت را همچون داغی آتش در سینه ام
نگاه داری
میگویم از تو می خواهم که اشک هایم را در جویبار انتظارت بریزم
شعر از: کاظم بهمنی
http://1tarannom.blogfa.com
وبلاگ به روزشد
بسیار زیبا بود.
سلام و درود بر شما بزرگوار گرامی
ممنونم از حضور زیباتون تو وبلاگم
خدا حفظتون کنه
من بازم به روزم با موضوع نظام اداری در ایران
www.sobhsefid.blogfa.com
-----------------------------------------------------------------
هر جمعه میگوییم برای ظهورش صلوات ...
کاش یک جمعه بگوییم برای حضورش صلوات...
خدمت میرسیم.
سلام.
خوبن؟؟
خواستم بگم اگه دوست داشتین بهم سربزنین
ممنون. بچشم
!!!!
بعد از یه عمر سر نزدن این چه ریختاییی که گرفتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من یه عمر نظر نذاشتم؟؟؟؟؟؟ بلی؟؟؟ نه واقعا؟؟؟
بلی؟؟؟
این همه هی من میام حالت و حدس میزنم! نیمیای یه نظر بذاری
نظرها مو هم پاک میکنی
چرا باید چنین باشد؟ نمیفهمم سبب ها را!
حالا خوبی؟
تازه ش هم !!!
سیــــــــــــــــــلوم