یه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی میکردن. پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو چندتایی شیرینی با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه تیله هامو بهت میدم؛ تو همه شیرینی هاتو به من بده. دختر کوچولو قبول کرد
پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت کنار و بقیه رو به دختر کوچولو داد. اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینی هاشو به پسرک داد
همون شب دختر کوچولو با آرامش تمام خوابید و خوابش برد. ولی پسر کوچولو نمی تونست بخوابه چون به این فکر می کرد که همونطوری که خودش بهترین تیله اشو یواشکی پنهان کرده شاید دختر کوچولو هم مثل اون یه خورده از شیرینی هاشو قایم کرده و همه شیرینی ها رو بهش نداده
______________________________________________
عذاب وجدان همیشه مال کسی است که صادق نیست
آرامش مال کسی است که صادق است
لذت دنیا مال کسی نیست که با آدم صادق زندگی می کند آرامش دنیا مال اون کسی است که با وجدان صادق زندگی میکند
سلااااااااااام
خیلیییییی قشنگ بودش.
لطف دارین
خ قشنگ بود
فقط خ قشنگه؟ نه تمام الفبا قشنگه
چی شده دیوونه؟
این آهنگه چی میگه هااااااااا؟
کی حالتو گرفته؟کی نامردی کرده؟
یکی از بچچه ها
سلااااااااااااااااااااااام داداشی
خوبی؟؟؟


داستان قشنگی بودش
چرا پسرا اینقدر بدجنسن؟!!!
احتمالا جنشون بده که بد جنسن
مخلص آبجی
قشنگ بود!!!
ببین چقدرم پست گذاشته بی معرفت یه خبر نداده
حال بچه رو از مامی میپرسن مگه نه؟